یوگا

کلبه سلامتی

تعاریف مختلفی از یوگا

قسمت دوم

یوگا یا به عبارت فارسی "جوک" بیشتر شامل فنون و آداب مربوط به نجات و رستگاری است تا یک آئین فلسفی. از این رو"یوگا" را نه می توان یک مکتب فلسفی نظری صِرف به حساب آورد و نه کیش دینی و مذهبی قومی خاص پنداشت،بلکه "یوگا" طریقی آزاد و رویه ای صادقانه برای وصول به معرفت و راهی عملی برای تحقق بخشیدن به این رویای دیرینهِ آدمی است که از آغاز آفرینش می کوشد تا خویشتن را بشناسد و به اسرار نفس خویش آگاه شود و جسم ناتوانش را در دست ارادهِ خود آلتی بس ناچیز و عاجز جلوه بدهد.

کسی که گام در راه "یوگا" می نهد، هیچ ضرورتی ندارد که به فرقه و کیشی خاص تعلق داشته یا پیرو مکتب مخصوصی باشد،بلکه"یوگا" دعوتی است به زهد از همهِ آنهائی که خویشتن را می جویند و در طلب گریز از خوابِ غفلت از هیچ همتی فروگذاری نمی کنند و رنج ریاضت و نفس کُشی را بر خود هموار می سازند.

"یوگا" گرایش به جهان درون و فرو رفتن در اعماق بحرِ وجود و استخراج گوهر هستی است. گوهری که در کنه راز هستی، زیر پرده دل، و در لابه لای پیچ و خم اندیشه های لرزان، مکتوم است و چون گوهر گرانبها، در صدف نسیان و فراموشی پنهان است. "یوگی" غواصی است بی باک که در میان امواج هایل حواس، با عزمی راسخ، خویشتن را در گرداب نفس فرو می اندازد و از ژرفای هراسناک آن،گوهر رستگاری را به ارمغان می آورد.

پس گرایش به "یوگا" یعنی شناخت ساختار روانی و ذهنی انسان. از این رو است که می توان "یوگا" را روانشناسی نام نهاد.

پایان قسمت دوم

   + ریحانه سادات رسولی ; ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱
comment نظرات ()

تعاریفی مختلفی از یوگا

قسمت اول

اصول بنیادی یوگا مبتنی بر شناخت انسان و تسلط بر جریانات درونی اوست. این دیدگاه معتقد است که انسان تمثالی از هستی در مقیاسی کوچکتر می باشد. یعنی انسان را به عنوان عالم صغیر می داند و شناخت ساختارِ وجودی او را، زیربنای شناخت جهان می بیند.

یوگا از سه بخش عظیم در طی سالیان متمادی بوجود آمده :

١.yuj : یوج. اتصال.وصل کردن.یکی شدن.جفت شدن

2. yu : مشاهده کردن

3. yujir : کنترل کردن.مهار کردن

در طی تاریخ، یوگا سه معنای متفاوت داشته. در آغاز زمانی که انسانها با طبیعت یکی بودند. یوگا معنی نداشت چرا که همهِ آنها یوگی بودند ولی خودبه خود که از محیط قطع شدیم احتیاج به ارتباطی بود که دوباره وصل شویم که در آن زمان yuj بوجود آمد. آرام آرام انسان از خودش هم دور شد به نوعی از خودبیگانگی که در اینجا  yu مشاهده کردن بوجود آمد. این همان یوگائی است که پتنجلی مورد استفاده قرار میداد که همان آشتانگایوگاست. کم کم انسان قابل کنترل هم نبود.مثلاًَ فراموش کردیم که مسئول اعمال فرزندانمان هستیم که در اینجا یوگا تبدیل به  yujir شد که همان تحت کنترل درآوردن است.

یوگا مشتق از ریشه "یوج" و به معنای اتحاد می باشد. به بیان دیگر یوگا به معنای اتحاد آگاهی فردی با آگاهی کیهانی است که این مُهم با شناخت و آگاهی از لایه های وجودی انسان و هماهنگی آنها با یکدیگر میسر می شود.

اگر مفهوم اصلی "یوگا" پیوستن و اتصال باشد باید گفت که پیوستگی با امری، گسستگی از امری دیگر است. یا به عبارت دیگر وضع فعلی انسان گسستگی از عقبی و پیوستگی به دنیا است. از این رو هدف "یوگا" در برابر این وضع "غیرعادی" برقرار ساختن نظام طبیعی است که به موجب آن انسان از دنیا منفصل می گردد و به معنا متصل می شود.

پایان قسمت اول

   + ریحانه سادات رسولی ; ٧:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٢٩
comment نظرات ()