یوگا

کلبه سلامتی

 

اگر فرصت داشتم دوباره کودکم را بزرگ کنم ؛

به جای اینکه انگشت اشاره ام را به عنوان تهدید به سویش دراز کنم، در کنارش انگشتهایم را در رنگ فرو می بردم و با او نقاشی می کردم.

به جای ایرادگیری به فکر ایجاد ارتباط بهتر با او می بودم و بیشتر از آنکه به ساعتم نگاه کنم به او نگاه می کردم.

سعی می کردم درباره اش کمتر کنجکاوی کنم اما بیشتر به او توجه داشته باشم.

به جای تمرین راه رفتن، آرزوی پرواز کردن و شوق دویدن را در او تقویت می کردم.

از جدی بازی کردن دست برمیداشتم و بازی را جدی می گرفتم.

کمتر سخت می گرفتم و بیشتر تائیدش می کردم.

اول احترام به خود را در او می ساختم بعد کاشانه اش را

و بیشتر از آنکه عشق به قدرت را یادش بدهم، قدرت عشق را یادش می دادم.

   + ریحانه سادات رسولی ; ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱۱
comment نظرات ()