یوگا

کلبه سلامتی

خدایا ! مرا به خاطر گله هایم ببخش

هر روزمان هدیه ای از جانب پروردگار است.

زمانی که زندگی بر وفق مراد نیست، هرگز نباید به دردها، موانع و مشکلات سر راه اجازه دهی که نقشه ها و برنامه هائی را که طرح ریزی کرده ای، از بین ببرند.

خدایا ! مرا به خاطر گِله هایم ببخش...

امروز در اتوبوس، دختری را دیدم، با موهائی طلائی. به او غبطه خوردم. خیلی بشاش به نظر می رسید. هنگام پیاده شدن در راهروی اتوبوس می لنگید. او فقط یک پا داشت و با عصا راه می رفت، اما هنگام عبور...لبخند بر لب

خدایا ! مرا به خاطر گِله هایم ببخش...

من دو پا دارم، دنیا از آنِ من است...

* * *

توقف کردم تا آبنبات بخرم. جوانی که آن را می فروخت، خیلی سرخوش بود. با او صحبت کردم و هنگام که او را ترک کردم، گفت: مرسی! شما خیلی مهربان هستید. از صحبت با افرادی مثل شما لذت می برم. من نابینا هستم.

خدایا ! مرا به خاطر گِله هایم ببخش.

من دو چشم بینا دارم. دنیا از آنِ من است.

* * *

مدتی بعد وقتی در طول خیابان پیاده می رفتم کودکی با چشمان آبی دیدم ایستاده بود و بازی دیگران را تماشا میکرد. لحظه ای توقف کردم و گفتم عزیزم چرا تو با آنها بازی نمی کنی؟  بدون آن که عکس العملی نشان دهد، روبرو را نگاه می کرد و فهمیدم که او نمی شنود.

خدایا ! مرا به خاطر گِله هایم ببخش.

من دو گوش شنوا دارم، دنیا از آنِ من است.

* * *

با پاهائی که مرا به هر کجا می برد

با چشمانی که می تواند طلوع خورشید را نظاره گر باشد

با گوش هائی که چیزهائی را که باید بدانم می شنود


خدایا ! مرا به خاطر گِله هایم ببخش.

من سلامت هستم دنیا از آنِ من است

 

با تشکر از پرتوجوی عزیز، سرکار خانم مژده مهاجری

   + ریحانه سادات رسولی ; ۸:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٦
comment نظرات ()