یوگا

کلبه سلامتی

فلسفه و هدف یوگا

با وجود اینکه اطلاعات در مورد عالم و کیهان هر روز رو به افزایش است ولی ذهن انسان هنوز راضی نیست. همیشه مشتاق دانش بیشتر است.همانطور که کانت فیلسوف بزرگ قرن 18 می گوید همیشه استعداد  و هوش به حدی می رسد که دیگر غیرقابل نفوذ است و دیگر نمیتواند جواب سوالهای ما را بدهد که این سوالها عبارتند از : مقصود از زندگی چیست ؟ من که هستم ؟ به کجا خواهم رفت ؟ آیا مرگ فیزیکی آخر همه چیز است ؟

خیلی ساده لوحانه است که ما فکر کنیم با ابزاری مثل هوش و استعداد که کاملا محدود شده است میتوانیم در جستجوی جواب این سوالها باشیم یا بتوانیم با یک ابزار محدود و فانی به سوالات ابدی و بی نهایت جواب بدهیم.

افرادی هستند که به عنوان پیامبر، اولیاء خداوند، غیب گویان یافت می شوند که گذشته و حال و آینده را کاملاً آگاهند و قدرت دارند شعاع های پراکنده مغز را جمع آوری کرده و جواب سوالها را بدهند.به عبارتی ذهنشان را به وحدت رسانده اند. در حقیقت جواب سوالهای ماورائی نزد این افراد است و بیشتر این جواب ها از طریق ساعت ها مراقبه آرام بدست می آید. یعنی به سرچشمه این سوالها می رسند.

یوگا معتقد است حقیقت زمانی شناسائی می شود که شما به ماورای حس هایتان دسترسی داشته باشید و زمانی ست که ذهن و هوشتان از کار کردن متوقف شوند.

یک معلم یوگا هرگز سعی نمی کند تئوری هایش را ثابت کند و هرگز با کلاس نمی جنگد. همیشه با تجربه های خودش کار می کند. سعی می کند جاذبه اش روی شاگرد از تجربیات خودش باشد.تجربیاتی که از معلم خودش و از کتاب مقدس خودشان گرفته است. در حقیقت یک معلم واقعی می داند که درس دادن مثل بذر کاشتن است.برای هر ایده ای که شاگرد درک می کند و می فهمد ممکن است صدها آگاهی ذهنی در زمان لازم بوجود بیاید.

یوگا می گوید اگر درون خودمان را بشناسیم،عالم را شناخته ایم چرا که عالم کبیر و عالم صغیر یکی ست. باید اعضای بدن را بشناسیم. تا وقتی بدن پر از اسید لاکتیک و دی اکسید کربن است نمیتوان آنرا شناخت.ما عالم صغیر هستیم.آنرا در درون خودمان پیدا کنیم.آن وقت با هستی کل یکی شده ایم.

انسان تا وقتی که فکر می کند نارس است به رشد و تکامل خود ادامه میدهد و وقتی که گمان کند رسیده است دچار آفت می شود.

در کل هدف علم یوگا، آرام کردن ذهن است تا بدون هرگونه اختلال بتواند پند لغزش ناپذیر ندای درون را بشنود.

 

   + ریحانه سادات رسولی ; ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٤
comment نظرات ()

 

چگونه میتوان تحت همه شرایط آسوده خاطر بود ؟

هر شب کودکی شوید و قبل از خواب به گوشه ای ساکت و خاموش بروید. در سکوت به خدا فکر کنید. همه نگرانیها ، تشویش ها و مسائل روز را یک یک بر دامان خدا بگذارید. اگر از کاری که کرده اید یا حرفی که زده اید ، احساس گناه می کنید ، اگر کسی را رنجانده اید ، اینها را در سکوت به خدا بگوئید و از او طلب بخشایش کنید و بخشایش او را بپذیرید.اگر نگران چیزی هستید ، آن را به خدا بسپارید و رهایش کنید. اگر احساس تنهائی می کنید یا تصور می کنید که کسی شما را دوست ندارد ، همه را به خدا بگوئید و آنگاه خدا شما را در آغوش پرمهرش میگیرد. همیشه وقتیکه به این ترتیب همه چیز را رها می کنید و به خدا می سپارید ، آرامش عظیمی می یابید و همه فشارها ، تشویش ها و عصبیت ها ناپدید می شوند.

هر روز که از خواب بیدار می شوید دعا کنید که « خدایا ! ای پناه بی پناهان ! ای خدای بی کسان ! سُکان زندگی خود را به دستهای ایمن تــو می سپارم . مرا به هر جا که میخواهی هدایت کن. »

هرگاه احساس می کنید تشویش در وجودتان افزایش می یابد، فقط لبخند بزنید.

لبخند بزن ، اخـم کدام است ؟ غریبـه

لبخند بزن ، اخـم گناه است ، غریبـه

لبخند بزن که سـلام است ، غریبـه

 

شما را به آگاهی مطلق می سپارم .

   + ریحانه سادات رسولی ; ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢
comment نظرات ()