تعاریف مختلفی از یوگا

قسمت پنجم

یوگا با عصر ما همساز است زیرا سوای عرفانی بودن یا آن جهانی بودن اش، تعلیمی است که سخت ریشه در واقعیت فیزیولوژیک دارد و میتوان آن را با اصطلاحات امروزین فهمید. می دانیم که تجربهِ ما از جهان تماماً مبتنی بر وضع دستگاه عصبی ما است و این نیز به نوبهِ خود زیر نفوذ یک سلسله عوامل ارثی و تغذیه ای و محیطی و مانند اینهاست. اگر دستگاه عصبی شاداب و آسوده باشد، تن مان سالم است و جان ما هشیار و پذیرای آگاهی خواهد بود. در نتیجه، اندیشهِ ما نیرومند و روشن بوده و کارهای ما تجلی اندیشهِ ما است و ارضاء کننده خواهد بود. برعکس، اگر این دستگاه خسته یا زیر فشار باشد، آن وقت دیدگاه ما شاید به علت فعالیت زیاد از حد یا در اثر غذای ناچیز، محدود شود و جان ما تیره و کردارهای ما ناتوان گردد، آنگاه زندگانی ما تو خالی و ناخشنود کننده و شکار و آماج همه گونه منفی بافی خواهد بود.

پایان قسمت پنجم

 

/ 2 نظر / 2 بازدید
ددددددد

سلام آشنایی مختصری با خوندن چند پست اول و وسط و اخر با وبلاگتون پیدا کردم. و نوشته بودید که مربی یوگا هستید. از اونجایی که با کمتر مربی یوگای دارای مدرک از انجمن برخورد داشتم. و الان به هیچ کدومشون دسترسی ندارم. یک سوال برام باقی مونده. می دونم که باید اول کل مطالب وبلاگتون رو می خوندم و بعد این سوال رو می پرسیدم. اما خوب می پرسم هر مطلبی لازم بود رو بگید تا بخونم. ولی بیشتر دوست دارم جوابی باشه که حداقل خودتون درک کرده باشید، که اینو خودم بعدا می فهمم. البته و صد البته سوال رو در مقابل خودتون نبینید، تنها یک سوال معمولیه که جواب صادقانه می خوام. (( چند درصد از مراحل هشت گانه ی پتانجلی تو کلاسها انجام میشه و اینکه کسی که مربیه واقعا سامادهی رو درک کرده و میشه به عنوان یک گرو حسابش کرد؟)) لطفا بدون پیش فرض نسبت به سوالم، جواب رو بگید. خیلی ممنون همینجا بنویسید بازم میام و می خونم.

ددددددد

دوباره سلام خیلی ممنون از پاسختون. پس هیچ چیزی تو کلاسها تغییر نکرده و همچنان آسانا = یوگا بودن در لحظه یعنی بودن در لحظه و نه وصل شدن.