ذهنیت یک مبتدی در برابر وظایف او

بهتر است اصولا کار را با یک مغز و ذهن باز شروع کرد.

داستانهای قبلی را باید شست و کنار گذاشت.

از تمام تصورات قبلی باید ذهن را پاک کرد و از تمام خودخواهی ها سلوک را باید جدا کرد و به یک زندگی روحانی با یک قلب پاک و صادقانه رسید.

با این ایده که من چیزی نیستم،من میخواهم یاد بگیرم،من چیزی نمیدانم.

پس برای مربی تشخیص شاگرد همینجاست که شاگرد نگوید آهان،این همان چیزی ست که میدانستم.

در حقیقت باید سعی کنید تمام عقاید را دور بریزید و به جای آنها درسهائی را که می گیرید قرار دهید و الگو کنید نه عقاید قبلی و پیشین خود را.

اگر شما این حالت و این گرایش را نداشته باشید،در حقیقت تمام هارمونی تمرینات روحی شما بهم خواهد خورد.

در حقیقت یک حالت افسردگی خاص برای شما بوجود می آورد. در صورتیکه کسیکه سلوک می کند همیشه خوشحال و پرانرژی است.هرچه بیشتر اذیت میشود، پتانسیلش را بالاتر می برد ولی غمگین نمی شود.

این افسردگی را خیلی مشکل میشود از سالک گرفت و متاسفانه این افسردگی تمام تمرینات بعدی شما را هم تحت الشعاع قرار میدهد و سالهای با ارزش به هدر می رود.

یکی از خطرات سلوک این است  که سالک به علت بدست آوردن بعضی قدرتهای عجیب متوقف می شود.اگر توانستید راه را آرام بیائید، پیشرفت می کنید و مطمئن باشید همه چیز را خواهید فهمید.وقتی زمانش برسد همه چیز روشن میشود.فقط عجول نباشید.

/ 1 نظر / 13 بازدید
یک جوینده ی آرامش

سلام خانم رسولی. براتون ایمیل فرستادم. لطفا مطالعه کنید. متشکرم